کلنجار

امشب نمیدونم چرا سر حالم "البته گوش شیطون کر" .شاید یه دلیلش رفتن خواهرم به

 خونه ی بخت ِکه امیدوارم خوشبخت باشه هورا، شایدم به خاطر اینه که کلی با خودم

کلنجار رفتم که دیوونه گی بسه ؛ بچسب به زندگیت . مگه نمیشه عاشق کسی که

 ازش دوری باشی و به زندگیت هم برسی. نمی دونم چرا؟؟؟!!! ولی مطمئنم اونم به

 من فکر میکنه و نوشته هام و میخونه. واسه همینم از امشب به بعد سعی میکنم

امیدوارانه تر بنویسم....قلب

 

/ 13 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
a.a

درضمن یادم رفت بگم عروسی خواهرت مبارک . امیدوارم تو هم به عشق برسی.

مثل تو

مثل تو کلنجار میرم با خودم ولی نمی تونم باور کنم که کسی رو که در پهنای زندگی روشن خود , می دیدم و عاشقش بودم ازش دور باشم یعنی من به خاطر عشق باید تاوان پس بدم مگه عشق جرمه کسی نمی دونه که من عاشقانه می پرستمش. پس اگه : با عشق میشه جمله نوشت دو سه خطی بنویس ساده تر رنگین تر در پی قافیه و واژه بازار مباش واژه امروزی بگذر از دلسوزی........

مثل تو

یه جمله دیگه میگم: سعی کن اونو کنارت حس کنی و امیدوارارنه تر جمله بنویسی میدونم که موفق میشی (فقط حسش کن)

هیچکس

ها این باحال بود ! این شد یک چیز درست و حسابی که دل آدم گرم میشه مردیم از بس از زنجموره کردن و بدختی واسه مردم نوشتن والله

عاطفه

حتما میشه این کار رو کرد از راه دور عاشق یک نفر بود و زندگی کرد ... عاشقی یک حس عزیزم میشه از فرسنگها فاصله نگهش داشت

سحاب

سلام نگین عزیز منم ازدواج خواهرتو هم به شما و هم به خواهرت تبریک می گم(البته فکر می کنم یه کم خیلی دیر شده نهههه[خجالت]) خوشحالم که تصمیم داری به زندگی برگردی[گل] نمی دونم چرا همه عاشقا فکر می کنن که وقتی عاشق شدن باید قید زندگی رو بزنن.البته از حرفم ناراحت نشی هاااا. منظورم به شما نبود آخه توی این مدت که اینجا بودم خیلی خیلی عاشق دیدم [زبان](حسابش از دستم در رفته[نیشخند])

پگاه

سلام نگين جان ممنون كه سر زدي خواهش ميكنم شما ميتوني لينكم كني

نسکافه داغ

سلام نگین [گل] ازدواج خواهرت رو بهت تبریک میگم امیدوارم خوشبخت بشن . [هورا][هورا] در ضمن امیدوارم تو هم به آرزوت برسی در صورتی که طرف آدم خوبی باشه .[لبخند]