مروارید پنهان

میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ام میکرد بهم چی گفت؟

گفت: جایی که میری مردمی داره که میشکننت

نکنه غصه بخوری من همه جا باهاتم.

توی کوله بارت عشق میذارم که بگذری

قلب میذارم که عشقو جا بدی

اشک میدم که همراهیت کنه

و

مرگ میدم که بدونی برمیگردی پیشم.

و من .... 

 هر روز منتظر برگشتمم.

چون.....

پ.ن: بی اراده متولد میشویم . با حسرت زندگی میکنیم و با افسوس میمیریم وآنچه در آن فنا راه ندارد محبت خالصانه است.

نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/٥ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ توسط نگین نظرات ()




Design By : Pars Skin