مروارید پنهان

مسافر صفحه های کاغذی رویای من!

اینجا دیرگاهیست بغض ترانه ها با صدای قدمهای تنهایی شکسته میشود

و دلواپسی همانند عطری خوشبو بر سراسر وجودم پاشیده میشود

چشمهای من فقط به نم نم باران سلام میکنند.

مسافر

سهم من و تو از ایوان های بی فانوس شمردن ثانیه ها برای به تماشا نشستن جشن پر شکوه ستاره هاست!

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/۱٦ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ توسط نگین نظرات ()




Design By : Pars Skin