مروارید پنهان

عشق می ورزم در نهان خانه ی دلم,چنان عشقی که توانایم میکند در این جهان

زندگی بی حد و مرزی را از سر گیرم چون نیلوفر آبی که در آب می شکفد و زندگی

میکند.اما آب نمی تواند برگ های شکو فه اش را لمس کند,

وا شدنش نیز از توانش بیرون است....

آری میدانم ای یار ,جز عشق تو هیچ نیست .این پرتو طلایی که بر برگها می رقصد

این ابر های سرگشته که بر گستره ی آسمان بادبان بر افراشته اند

این نسیم گریز پا که پیشانیم را خنک میکند ,

آفتاب ,‌بامدادان چشمانم را نور باران کرده  است

این پیام توست به قلب من.نگاهت بر نگاه من است

                                                 اینک قلبم نثار قدوم توست.....

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۸/٢٧ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ توسط نگین نظرات ()




Design By : Pars Skin