مروارید پنهان

  • قلبت کتیبه ای باستانی است از هزاره ای دور. سنگ     نو شته ای که حروفی نا خوانا را بر ان حکاکی کرده اند. الفبای قومی ناشناخته را شاید. و تو آن کوهی که نمی توانی واژه هایی را که بر سینه ات کنده اند, بخوانی.قرن ها پشت قرن می گذرد و غبار ها روی غبار می نشیند و تو هنوز منتظری تا , کسی بیاید و خاک روی این کتیبه را بروبد. کسی که رمز الفبا های منسوخ را بلد است , کسی که می تواند از شکل های در هم و برهم , واژه کشف کند و از واژه های بی معنا منشور و فرمان و قانون بیرون بکشد.  گشودن رمزها , رنج است و کسی برای رمز گشایی این کتیبه ی مهجور رنج نخواهد برد. کسی برای خواندن این حروف نا مفهوم , ثانیه هایش را هدر نخواهد داد .کسی سراغ این لوح دشوار نخواهد آمد
  • .اما چرا, همیشه کسانی هستند , دزدان الواح باستانی و سارقان عتیقه های قدیمی . کتیبه ی قلبت را می دزدند بی آن که بتوانند حرفی از آن را بخوانند . کتیبه ی قلبت را می دزدند زیرا شیطان خریدار است. او سهامدار موزه ی آتش است و آرزویش آن است که لوح قلبت را بر دیوار جهنم بیاویزد.
  •  پیش از آن که قلبت را بدزدند , پیش از آن که دلت را به سرقت ببرند, کاری بکن. شاید روزی معنای این حروف را بفهمی. حروفی را که به رمز و به راز بر سینه ات نگاشته اند و قدر زندگی هر کس به قدر رنجی است که در کند و کاو و در کشف این لوح می برد . زیرا که این لوح , همان لوح محفوظ است , همان کتیبه ی مقدسی است که خداوند تمام رازهایش را بر آن نوشته است.... 
نوشته شده در ۱۳۸۸/٧/۱٤ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ توسط نگین نظرات ()




Design By : Pars Skin