مروارید پنهان

مهم نیست قفلها دست کیست؟

مهم این است که کلید ها دست خداست.

آرزو دارم شاه کلید تمام قفلها را از خدا عیدی بگیرم.....

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/٢۸ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ توسط نگین نظرات ()


در تلخ ترین لحظاتم شادترین لحظات زندگی را به یاد می اورم، آنگاه میفهمم که چقدر

عمر شادی کوتاه ست.

در تنهایی هایم با تو بودن را به یاد می آورم آنگاه میفهمم که چقدر تنهایی سخت

است.

و در این هنگام تو را به یاد می آورم و میفهمم که جای تو چقدر در کنارم خالیست.

و اینگونه است که امشب هوای دلم بارانیست........

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/٢٢ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ توسط نگین نظرات ()


همواره به نتیجه کارهایتان بیندیشید اگر به کسی ضربه ای وارد کرده اید و او این کار شما

 را تلافی نکرده است بسیار با دقت نظر و آگاهانه عمل کنید زیرا او نه تنها هرگز شما را

 نخواهد بخشید بلکه با این کارش هرگز به شما هم اجازه نخواهد داد که خودتان را

ببخشید.

                                                                            " جورج برناردشاو "

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/۱٧ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ توسط نگین نظرات ()


یادمون باشه که چهار چیز هست که نمیشه اونهارو بازگردوند:

١.سنگ...پس از رها کردن!

٢.حرف ...پس از گفتن!

٣.موقعیت...پس از پایان یافتن!

۴.و زمان ...پس از گذشتن!

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/۱٦ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ توسط نگین نظرات ()


همان طور که حضرت علی (ع) می فرماید :

مراقب افکارت باش که گفتارت می شود

مراقب گفتارت باش که رفتارت می شود

مراقب رفتارت باش که عادتت می شود

مراقب عادتت باش که شخصیتت می شود

مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت می شود

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/۱۳ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ توسط نگین نظرات ()


امشب نمیدونم چرا سر حالم "البته گوش شیطون کر" .شاید یه دلیلش رفتن خواهرم به

 خونه ی بخت ِکه امیدوارم خوشبخت باشه هورا، شایدم به خاطر اینه که کلی با خودم

کلنجار رفتم که دیوونه گی بسه ؛ بچسب به زندگیت . مگه نمیشه عاشق کسی که

 ازش دوری باشی و به زندگیت هم برسی. نمی دونم چرا؟؟؟!!! ولی مطمئنم اونم به

 من فکر میکنه و نوشته هام و میخونه. واسه همینم از امشب به بعد سعی میکنم

امیدوارانه تر بنویسم....قلب

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/۸ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ توسط نگین نظرات ()


هیچ کس با من در این دنیا نبود

هیچ کس مانند من تنها نبود

هیچ کس دردی ز دردم برنداشت بلکه دردی نیز در دردم گذاشت

هیچ کس فکر مرا باور نکرد,خطی از شعرمرا از بر نکرد,در وجودم رد پایش را نجست

هیچ کس آن یار دلخواهم نشد

هیچ کس دمسازو همراهم نشد

هیچ کس جز من چنین مجنون نبو,در کلاس عاشقی دلخون نبود

هیچ کس دردی نکرد از من دوا جز خدای من خدای من خدا...

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/٤ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ توسط نگین نظرات ()


کاش می شد چشم هامو می بستم و به گذشته بر می گشتم  ، اونوقت خیلی از

کارهارو نمی کردم و با خیلی ها هم کلام نمی شدم و خیلی جا هانمی رفتم . شاید

اونوقت زندگی آروم و شیرینم و داشتم و هر روزم و با نفرین به کسی که این روزگارو برام

رقم زده به شب نمی رسوندم.هنوزم باورم نمیشه از کسی که یه عمر مثل نََفَسم

دوستش داشتم اینجوری نارو بخورم. امیدوارم تمام عمر .....

 

پ.ن: توی این دنیا حتی به چشماتونم اعتماد نکنین و راز ِ دلتونو به

 هیچکس نَگین تاروزی بر علیه خودتون استفاده نشه.......

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/۳ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ توسط نگین نظرات ()


یه عالمه حرف تو دلمه که نمیدونم باید به کی بگم. هر وقت اینجا حرفامو  مینویسم

 کلی آروم میشم. امروز تو مترو که می اومدم یه دکلمه از "مریم حیدر زاده" گوش میدادم

که انگار حرف دل من بود، واسه ی همین اینجا مینویسمش :

"سلام  بهونه ی قشنگ من برای زندگی ؛ آره ، بازم منم همون دیوونه ی همیشگی

فدای مهربونیات ، چه میکنی با سرنوشت ؛دلم واست تنگ شده بود این نامه رو برات نوشت

حال منو اگه بخوای رنگ گلهای قالیه؛ جای نگاهت بد جوری تو صحن چشمام خالیه

ابرا همه پیش منن ، اینجا هوا پر از غمه؛ از غصه هام هر چی بگم جون خودت بازم کمه

دیشب دلم گرفته بود ، رفتم کنار آسمون؛فریاد زدم یا تو بیا یا منو پیشت برسون

راستی دیشب بارون اومد منو خیالت، تر شدیم رفتیم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شدیم

فدای تو نمیدونی بی تو چه دردی کشیدم ؛حقیقت و واست بگم به آخر خط رسیدم

نمیدونی چقدر دلم تنگه برای دیدنت؛برای مهربونیات،نوازشات بوسیدنت

من میدونم همین روزا عشق من از دلت میره ؛به تو خبر میدن بیا که داره دوستت میمیره.... "

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/۱ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ توسط نگین نظرات ()




Design By : Pars Skin