مروارید پنهان

آن که میگوید دوستت دارم

خنیاگر غمگینی است

که آوازش را از دست داده است .

"ای کاش عشق را زبان سخن بود"

هزار کاکلی شاد

در چشمان توست

هزار قناری خاموش

در گلوی من.

" عشق را ای کاش زبان سخن بود"

آن که میگوید دوستت دارم

دل اندوهگین شبی ست

که مهتابش را میجوید

" ای کاش عشق را زبان سخن بود"

هزار آفتاب خندان در خرم توست

هزار ستاره ی گریان

در تمنای من.

"عشق را ای کاش زبان سخن بود."

نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/۳۱ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ توسط نگین نظرات ()


می خواهم بمیرم

نه این که قلبم از کار بایستد

وتنم سرد شود

وبا خاک یکسان شوم

می خواهم بمیرم

نه این که هیچ صدایی به گوشم نرسد

وهیچ خورشیدی بر من نتابد

واز دیدن ماه و ستارگان

کور باشم

می خواهم به مرگی کاملا غیر عادی بمیرم

مرگی شبیه بخار شدن آب

روییدن دانه

غروب خورشید

ابری شدن آسمان

می خواهم نیست شوم

تا در دنیایی دیگر ظاهر شوم

دنیایی که هنوز آن را ننامیده ام

دنیایی که مزه آن را کاملا نچشیده ام

دنیایی شبیه عالم خیال

که در آن همه چیز عادی باشد

جز وحشت از نیستی

جز درماندگی

جز تنهایی .....

نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/٢۱ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ توسط نگین نظرات ()


میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ام میکرد بهم چی گفت؟

گفت: جایی که میری مردمی داره که میشکننت

نکنه غصه بخوری من همه جا باهاتم.

توی کوله بارت عشق میذارم که بگذری

قلب میذارم که عشقو جا بدی

اشک میدم که همراهیت کنه

و

مرگ میدم که بدونی برمیگردی پیشم.

و من .... 

 هر روز منتظر برگشتمم.

چون.....

پ.ن: بی اراده متولد میشویم . با حسرت زندگی میکنیم و با افسوس میمیریم وآنچه در آن فنا راه ندارد محبت خالصانه است.

نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/٥ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ توسط نگین نظرات ()




Design By : Pars Skin